ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
41
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
مُسْتَحِقِّيهَا - وَإِصْدَارُ السُّهْمَانِ عَلَى أَهْلِهَا - فَبَادِرُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِ تَصْوِيحِ نَبْتِهِ - وَمِنْ قَبْلِ أَنْ تُشْغَلُوا بِأَنْفُسِكُمْ - عَنْ مُسْتَثَارِ الْعِلْمِ مِنْ عِنْدِ أَهْلِهِ - وَانْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَتَنَاهَوْا عَنْهُ - فَإِنَّمَا أُمِرْتُمْ بِالنَّهْيِ بَعْدَ التَّنَاهِي ( 20563 - 20273 ) [ لغات ] ( شيمة ) : خوى ( خلف ) : نوك پستان مادة شتر ( مخضود ) : بىخار ( شغر الكلب ) : سگ يك پاى خود را بلند كرد تا بول كند ( هار ) : أصل آن هائر است كه به معناى ويران است واز ثلاثي مجرّد به مزيد نقل شده است . مانند : شائك وشاكي ( احلولى ) : شيرين شد ( وضين ) : طنابى كه هودج را با آن مىبندند ( ماتح ) : آن كه دلو آب را از چاه بالا مىكشد ( ترويق ) : پاكيزه كردن ( جرف ) : جايى كه سيل آن را خالى كرده باشد ( شجو ) : اندوه ( صوّح النّبت ) : گياه خشك شد [ ترجمه ] « ( مردم در جاهليّت وگمراهى بودند ) تا اين كه خداوند محمّد ( ص ) را برانگيخت در حالي كه أو گواه ( اعمال خلق ) ومژده دهنده ( به ثواب ) وترساننده ( از عقاب ) بود ، أو در خردسالى از همه مردم بهتر ودر بزرگسالى از همگان بزرگوارتر واز نظر خلق وخوى از همه پاكان پاكتر وباران دهش وبخشش أو از همه ريزانتر بود . اى بنى اميّه خوشيهاى دنيا براي شما شيرين نبود ، ونتوانستيد از پستان آن شير نوشيد مگر پس از آن كه دريافتيد كه مهارش سست وتنگ پالانش گسسته است « همچون شترى كه بىساربان باشد آن را رايگان به دست آورديد » ، حرام آن نزد گروههايى همچون درخت سدر بىخار ( آسان وگوارا ) وحلالش از دسترس دور وناياب بود ، به خدا سوگند شما دنيا را براي خودتان سايه گسترده استراحتى كه تا مدّت معيّنى وجود دارد يافتهايد از اين رو زمين براي شما خالى وبىصاحب ، ودستهايتان در آن باز است ، امّا دست رهبران واقعي بسته وشمشيرهايتان بر آنها آخته ، وشمشيرهاى آنها از شما باز داشته